خیالپرداز

نوشته‌های یه عالِمه

Give me back my channel

دلم برای چنلم تنگ شده :( امروز که بیرون بودم کلی فکر مختلف اومد توی ذهنم اما الان فراموش‌شون کردم. اگه نت بود سریع همه رو توی چنلم می‌نوشتم چون اونجا پست گذاشتن خیلی راحت‌تره. دلم حتی برا گردالیای چنل (ویدیو مسیج) تنگ شده. تلگرام عزیزم :( درسته که قالب داشتن توی وبلاگ واسم جذابه اما هیچیو با تو عوض نمی‌کنم :(

لیدی و دامنش

جدی قدرت و جسارتی که دامن بهم میده رو هیچی بهم نمیده. دیگه شما فکر کن توی بهار آزادی پیراهن سکسیامون رو بپوشیم بریم بیرون؛ پیراهن همراه کفش پاشنه‌دار و دستکش توری 😭👠 من قطعا روی ابرها خواهم بود ✨☁️✨☁️✨

آم، ببخشید؟!

خانوم‌های گرامی دارید چیکار می‌کنید؟! یه زمانی کانسیلر فید نمی‌کردید، امروز دو مورد دیدم که رژگونه‌شون رو فید نکرده بودن! فید کن عزیزم، فید کن! از تینت هم دوری کنید! رژگونه فقط پودری‌ش خوبه.

زیر آب فریاد می‌کشم

باورم نمیشه که یک سری ماthرجnده هر شب خیابون رو بند میارن! امروز رفته بودم بازار؛ فروشنده می‌گفت «ما هر سال دم عید تا ۱۱ باز بودیم. الان مجبوریم ۹ ببندیم!» مغازه‌ای که اصلا روزای عادی تا ۱۰ بازه، دو هفته‌ست که ساعت ۹ می‌بنده! چرا؟ چون یک سری آیکیو دو رقمی تاپاله خیال می‌کنن که هر شب باید بیان توی خیابون، ترافیک و آلودگی صوتی ایجاد کنن تا مشت محکمی بر دهان دشمن خیالی‌شون بزنن! کاش توی تک‌تک تجمعات‌تون یه موشک فرو بیاد ما از دست‌تون راحت شیم.

برگشتنی دیدم میدون رو بسته‌ن و به ماشین‌ها اجازه‌ی تردد به سمت میدون اصلی شهر رو نمیدن! باورم نمی‌شد! لیترالی مسیری که می‌رسه به بازار رو بسته‌ن، دم عید! درست زمانی که بازاری باید کاسبی کنه!! دم عید!!! جدی این حجم از وقاحت و خودخواهی باور نکردنیه!

یو نو وات؟! ایکاش واقعا جهان پس از مرگ وجود داشت تا اونجا کون‌تون می‌ذاشتیم! نمیشه که شما توی این دنیا تقاص پس ندید و قسر در برید!

اینجور وقتا با خودم میگم اصلا علم پزشکی گه خورد که واکسن و دارو رو اختراع کرد! به قول بیل بر «ما انسان‌ها تنها گونه‌ای هستیم که افراد ضعیف رو زنده نگه می‌داریم!» جدی باید می‌ذاشتیم که مادر نیچر کار خودش رو بکنه! اینا با این سطح آیکیو قطعا دووم نمی‌آوردن و همون سال‌های اول زندگی از چرخه حذف می‌شدن؛ چه برسه به اینکه فرصت زاد وولد پیدا کنن و عین سوسک تکثیر شن. حیف اون خدماتی که به این انگل‌ها ارائه میشه.

اکلیل و ستاره توی آسمون

جدی انجام روتین پوستی یکی از کارهای مورد علاقمه. صورتم رو می‌شورم و بعدش روی پوست تمیز و نم‌دار کرم می‌زنم. اصلا روحم زنده میشه. بعد فک کن کرمت یه بوی خیلی ملایمی هم داشته باشه. قشنگ چشمام رو می‌بندم و دلم می‌خواد که توی عطرش غرق بشم.
بعدش کرم دور چشم، نرم کننده‌ی لب، کرم واسه لک جوش‌هام و سرم برای خشک شدن جوش‌هایی که دیگه خیلی کم شده‌ن. لوسیون بدن رو هم که اصلا نگووو T_T
مراقبت از پوست و جسم واسم شبیه مدیتیشنه. و به ذهنم این پیغام رو می‌فرسته که من حواسم به خودم هست؛ یه جور پیغام برای حس ارزشمندی.