خیالپرداز

نوشته‌های یه عالِمه

زیر آب فریاد می‌کشم

باورم نمیشه که یک سری ماthرجnده هر شب خیابون رو بند میارن! امروز رفته بودم بازار؛ فروشنده می‌گفت «ما هر سال دم عید تا ۱۱ باز بودیم. الان مجبوریم ۹ ببندیم!» مغازه‌ای که اصلا روزای عادی تا ۱۰ بازه، دو هفته‌ست که ساعت ۹ می‌بنده! چرا؟ چون یک سری آیکیو دو رقمی تاپاله خیال می‌کنن که هر شب باید بیان توی خیابون، ترافیک و آلودگی صوتی ایجاد کنن تا مشت محکمی بر دهان دشمن خیالی‌شون بزنن! کاش توی تک‌تک تجمعات‌تون یه موشک فرو بیاد ما از دست‌تون راحت شیم.

برگشتنی دیدم میدون رو بسته‌ن و به ماشین‌ها اجازه‌ی تردد به سمت میدون اصلی شهر رو نمیدن! باورم نمی‌شد! لیترالی مسیری که می‌رسه به بازار رو بسته‌ن، دم عید! درست زمانی که بازاری باید کاسبی کنه!! دم عید!!! جدی این حجم از وقاحت و خودخواهی باور نکردنیه!

یو نو وات؟! ایکاش واقعا جهان پس از مرگ وجود داشت تا اونجا کون‌تون می‌ذاشتیم! نمیشه که شما توی این دنیا تقاص پس ندید و قسر در برید!

اینجور وقتا با خودم میگم اصلا علم پزشکی گه خورد که واکسن و دارو رو اختراع کرد! به قول بیل بر «ما انسان‌ها تنها گونه‌ای هستیم که افراد ضعیف رو زنده نگه می‌داریم!» جدی باید می‌ذاشتیم که مادر نیچر کار خودش رو بکنه! اینا با این سطح آیکیو قطعا دووم نمی‌آوردن و همون سال‌های اول زندگی از چرخه حذف می‌شدن؛ چه برسه به اینکه فرصت زاد وولد پیدا کنن و عین سوسک تکثیر شن. حیف اون خدماتی که به این انگل‌ها ارائه میشه.