خیالپرداز

نوشته‌های یه عالِمه

سیم‌کارت سفید چیه؟ (۲۰ نمره)

توی گشت و گذار دیدم که کاربر Tamila راجع به سیم‌کارت سفید پرسیده. رفتم واسش کامنت بذارم اما دیدم که باکس کامنت هم توی تعداد کاراکتر محدودیت داره و هم با خطای «از واژه‌های تکراری استفاده نکنید» مواجه شدم! 😐
من از سال ۲۰۱۳ توی توییترم. بنابراین می‌خوام دانسته‌های این سیزده سال رو باهاتون به اشتراک بذارم:

سیم‌کارت سفید به سیم‌کارت‌هایی گفته میشه که به اینترنت بدون فیلترینگ دسترسی دارن. بهش میگن سیم‌کارت سفید چون هیچ سایت و پلتفرمی توش توی لیست سیاه (فیلتر) نیست. مسئولین، آقازاده‌ها، مزدورها، عرزشیا، آخوند به کون‌ها و خون‌شورها کسایی هستن که سیم‌کارت سفید دریافت می‌کنن. قطعا تمامی فعالیت‌هاشون تحت کنترله و اگه دست از پا خطا کنن به گا میرن.

سال‌های ساله که یه عده دارن از چنین خدماتی استفاده می‌کنن اما گندش زمانی در اومد که چند ماه پیش ایلان ماسک یه قابلیت جدید به توییتر اضافه کرد؛ الان توییتر بهت نشون میده که آیپی کاربرها مال کدوم کشوره و دارن از چه دستگاهی (اندروید، آیفون، دسکتاپ) استفاده می‌کنن. کسایی که سیم‌کارت سفید دارن آیپی‌شون واسه ایران و یا غرب آسیاست. اما افراد عادی مثل ماها که برای اتصال از وی‌پی‌ان استفاده می‌کنیم، آیپی‌مون مال کشور مربوط به وی‌پی‌ان‌مونه.

این سیم‌کارت رو افراد خاص به صورت رایگان دریافت می‌کنن اما در ازاش برای ج.ا کار می‌کنن. مثلا این سلبریتی‌ها و مجری‌هایی که همیشه پشت حکومت هستن و توی قطعی اینترنت به اینستا و توییتر دسترسی دارن؛ اینا همه‌شون سیم‌کارت سفید دارن. اصلا کار یه عده از صاحبان سیم‌کارت سفید اینه که بیان توی اینترنت بین قومیت‌های کشور اختلاف ایجاد کنن، بین جریان‌های فکری چند دستگی ایجاد کنن، به ذهن مردم جهت بدن و واسه آخوندا خایه‌مالی کنن.

یه تعداد اکانت توی توییتر هست که ما بهشون می‌گیم اکانت ناامن. اکانت‌های ناامن اکانت‌های سایبری هستن. در واقع ج.ا برای چنین اکانت‌هایی هزینه می‌کنه؛ از جیب ما می‌دزده و به مینیون‌های خودش میده. این اکانت‌ها در ابتدا خودشون رو به شکل من و تو جا می‌زنن و محتوای فکری مشابه ما تولید می‌کنن تا اعتماد مردم رو جلب کنن و فالوورشون زیاد بشه. حتی میرن از توی پینترست و اینستا عکس آدمای رندوم خارجی که شبیه ما هستن رو برمی‌دارن و به عنوان عکس خودشون منتشر می‌کنن. یا مثلا راجع به موضوعات جنجالی توییت می‌زنن تا مردم از روی هیجان واکنش نشون بدن و ایمپرشن اکانت‌شون بره بالا. بعد توی موقعیت‌های حساس، مثل زمان اعتراضات و جنگ، خود واقعی‌شون رو نشون میدن و شروع می‌کنن به نفع ج.ا محتوا منتشر می‌کنن. و از اونجایی که فالوور و ایمپرشن اکانت‌شون بالاست، محتواشون خیلی راحت دیده میشه. این موضوع بهشون کمک می‌کنه تا اخبار دلخواه خودشون رو در سطح کشور و در سطح جهانی منتشر کنن. اینجوری تصویر دلخواه‌شون از کشور رو به شهروند خارجی و رسانه‌های خارجی نشون میدن. واسه همینه که خیلی از خارجیا حرف ما مردم عادی ایران رو باور نمی‌کنن چون رسانه‌ی ج.ا داره چیز دیگه‌ای رو بهشون نشون میده.

از وقتی که ایلان ماسک آپدیت جدید واسه توییتر داد، تعداد اکانت‌های ناامن خیلی کمتر شده چون تشخیص‌شون راحت شده. قبلا برای شناسایی‌شون خیلی چالش داشتیم؛ هر چند ماه یکبار ویژگی مشترک‌شون تغییر می‌کرد. مثلا یه مدت تاریخ جوین همه‌شون ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ بود. یه مدت روی چشم‌شون توی عکس پروفایل خط قرمز می‌کشیدن. یه مدت یه عکس مشابه روی هدر اکانت‌شون می‌ذاشتن. این نشونه‌های مشترک واسه اینه که راحت همو پیدا کنن؛ با همدیگه تعامل کنن و اکانت‌شون زودتر رشد کنه.
و اینکه الان توییتر اکانت‌هایی که ربات هستن رو حذف می‌کنه. یه عده از این اکانت‌ها عملا پشتش آدم نبود و از طریق بات‌ها کنترل می‌شدن. حتی چند تا از زندانی‌های سیاسی توی تجربیات‌شون نوشتن که وقتی دستگیر شدن، از زیر چشم‌بند توی گوشی بازجوها دیدن که صاحب یه سری از این اکانت‌ها بودن.

به صورت کلی سیم‌کارت سفید دستمزد رقصیدن روی خون هم‌میهنته. دقیق نمی‌دونم که برای خود اینترنت‌شونم پول پرداخت می‌کنن یا نه، اما خب بعید نیست که کل اینترنت هم رایگان در اختیارشون قرار بگیره. درواقع سیمکارت سفید یکی از ساندیس‌هاییه که بهشون میدن. البته اسم سیم‌کارت سفید زیادی فنسی و گوگولیه. باید اسمش رو گذاشت سیم‌کارت خونین.

 

+ اولین باری که بحث سیمکارت بدون فیلتر توی کشور مطرح شد، سال ۱۴۰۲ بود که تیم النصر عربستان با پرسپولیس توی تهران بازی داشت؛ به کل تیم و تدارکات سیمکارت بدون فیلتر دادن. درست مثل کره‌ی شمالی که اگه به عنوان توریست بری، امکانات در اختیارت قرار میدن تا بری واسه بقیه‌ی دنیا به‌به چه‌چه کنی که کره‌ی شمالی اونقدرا که میگن بد نیست!
اون موقع کریستین رونالدو توی النصر بازی می‌کرد.الان دیگه خبرش رو ندارم.

خبر مرگ‌تون رو واسم بیارن

برای آپلود عکس و آهنگ توی حداقل هشت تا سایت اکانت ساختم. شماره موبایل و ایمیل ازم گرفتن. واسه یکی‌شون پول پرداخت کردم. لینک‌ها زرت و زرت منقضی میشن و توی هیچ قبرستونی نمی‌تونی فایل آپلود کنی و خیالت راحت باشه که لینک‌ها دائمی هستن و نیاز نداری که یه ساعت بعد توی سر خودت بزنی.
واسه اینکه توی این وبلاگم تبلیغ نشون داده نشه پول پرداخت کردم.
اینجور به کسکشی افتادم چون یه عده مادرجنده دل‌شون خواسته که اینترنت ما رو قطع کنن. وگرنه من الان سر خونه زندگی خودم (تلگرام) بودم و نیازی نبود واسه سایت‌های ایرانی کیری خایه‌مالی کنم تا بتونم اینجا یه دونه آهنگ share کنم.
سگ رید سر قبر هرچی آخونده. کاش ترامپ و نتانیاهو یه دونه موشک بزنن وسط خونه‌ی ما؛ بمیرم و از این حقارت و بردگی که گرفتارش هستیم راحت شم.

زندگی جوان ایرانی!

سایت یوآپلود تا همین دیروز پریروز قابلیت اینو داشت که فایل‌هایی که آپلود می‌کنی رو به صورت دائمی نگه داره. امروز که رفتم فایل آپلود کنم دیدم «دائمی» به «یه هفته!» کاهش پیدا کرده و برای مدت زمان طولانی‌تر باید اشتراک بخری! :)))) من یه زمانی توی سایت‌های 4shared و MediaFire کنسررررررت آپلود می‌کردم، بدون اینکه حتی یک سنت پرداخت کنم! عمر فایل‌هامم دائمی بود و محدودیت نداشت!

این اهریمن از خودش هیچی نداره! هیچی به جز یه مشت مزدور و قاتل. توی تمام این سال‌ها برای ایران و ایرانی هیچ کاری نکرد. تف.

چالش‌های نبود اینترنت، قسمت هزار و یکم

از وقتی که اینترنت نیست دارم استندآپ کمدی تماشا می‌کنم. تصمیم گرفتم جوک‌های جالب رو یادداشت کنم. پس رفتم یکی از هزاران دفترچه‌م که نو هستن رو برداشتم و شروع کردم به نوشتن‌شون. از اونجایی که به متن انگلیسی ویدیوها دسترسی ندارم، باید چند بار پاز کنم و دوباره و سه باره گوش بدم تا مطمئن شم که واژه‌ها و ساختار جمله‌ها رو درست شنیده‌م. و هر بار یاد دوران دانشگاه میوفتم؛ من مترجمی زبان انگلیسی خوندم و یه سری واحد به اسم «ترجمه‌ی نوار و فیلم» داشتیم. کلاس‌هاش توی لابراتوار برگزار می‌شد و همیشه‌ی خدا واسمون فایل صوتی پلی می‌کردن تا گوش بدیم و متن رو بنویسیم. یک بار هم نشد که ویدیو پخش کنن!

آخر ترمم پروژه‌ی ترجمه‌ی یه فایل رو داشتیم با مدت زمانی که استاد مشخصش می‌کرد. بچه‌ها همیشه عزا می‌گرفتن که «حالا فایل از کجا پیدا کنیم و موضوعش چی باشه که سخت نباشه؟!» اون موقع اینترنت به این شکل در دسترس نبود و مودم‌ها هنوز وای‌فای نبودن و با کابل لن وصل می‌شدن به لپ‌تاپ و پی‌سی. وی‌پی‌ان هم اینقدر راحت در دسترس نبود. ولی من از ابتدای زندگیم فن گرل بودم و همیشه می‌دونستم که میرم یه مصاحبه از اوریل لاوین برمی‌دارم و ترجمه می‌کنم. بعضی از بچه‌ها به این موضوع حسادت می‌کردن و همیشه می‌گفتن «خوش به حالت! تو که راحتی!» انگار من جلوشون رو گرفته بودم که فن کسی باشن!

یه بار تا ساعت چهار صبح پای لپ‌تاپ در حال ترجمه بودم؛ صبح روزی که باید پروژه رو تحویل می‌دادیم! یهو ورد قاطی کرد و تمام ترجمه‌م بدون اینکه سیوش کرده باشم پرید! منم چون خسته بودم و می‌دونستم که قطعا نمی‌تونم تا هشت صبح آماده‌ش کنم لپ‌تاپ رو بستم و گرفتم خوابیدم.

همه‌ی اینا رو تعریف کردم که بگم الان اینترنت نیست تا من املای واژه‌ها و ترکیب اصطلاحات جدیدی که می‌شنوم رو سرچ کنم، پس هر بار یه فحش به آخوند میدم که ما رو به این روز انداخته. همه‌ی دیکشنریامم خونه‌ی باباست. لازم شد که برم بیارم‌شون. ذره‌بین و سایت‌های ایرانی اونقدر که باید به درد نمی‌خورن. فک کن یه آدمی رفته شبکه و این چیزا خونده؛ تهش اومده داره برای اهریمن و مازلم آفتابه به دست کار می‌کنه تا اینترنت مردم رو قطع کنه، درست با همون چیزایی که توی اینترنت یاد گرفته! واقعا دریای مادرجندگی ساحل ندارد.

احتمالا از شنیدنش خوش‌تون نیاد

ولی وظیفه‌ی منِ وبلاگنویس نیست که محتوای وبلاگم رو به خاطر رنج سنی کاربرها سانسور کنم! اگه اینجا تینیجر سیزده چهارده ساله حضور داره، وظیفه‌ی من نیست که محتوام رو مناسب رده‌ی سنی اون‌ها کاستومایز کنم! بلکه وظیفه‌ی والدین‌شونه که روی بچه‌هاشون نظارت داشته باشن تا وارد محیطی نشن که مخصوص بزرگسالانه و مرورگرهاشون رو بر اساس سن‌شون تنظیم کنن تا هر محتوایی براشون باز نشه!

این داستان ریپورت کردن‌هاتون منو یاد زمان‌هایی می‌ندازه که ساسی آهنگ میده بیرون! همیشه یه عده پاچه‌ش رو می‌گیرن که «این آهنگا چیه می‌نویسی؟! اینا مناسب بچه‌ها نیست و بدآموزی داره!» سوال اینجاست: مگه ساسی برای بچه‌ها آهنگ می‌سازه؟! مخاطب آهنگای ساسی بزرگسالان هستن! تقصیر ساسی نیست که کشور سیکیم خیاری اداره میشه و هر آهنگی بدون سانسور و بدون در نظر گرفتن محتواش توی فضاهای عمومی پخش میشه! توی امریکا هر آهنگی که توش فحش باشه، یه نسخه‌ی سانسور شده داره که اون رو از رادیو و تلویزیون پخش می‌کنن. حتی هنرمندا واسه اجرای زنده، نسخه‌ی سانسور شده رو می‌خونن.

سو، تقصیر من نیست که بچه‌ی ده دوازده ساله وبلاگ داره و می‌تونه محتوای هر وبلاگی که دلش می‌خواد رو ببینه! من وظیفه ندارم والد دیگران باشم و ازشون مراقبت کنم.

به من نگید «طبق قوانین بلاگیکس...» پلتفرم‌های ایرانی تحت نظر رژیم ج.ا هستن و معلومه که از توی کون‌شون قانون درمیارن! اگه بخوایم طبق قوانین بلاگیکس بریم جلو که لابد منو هم باید ریپورت کنید چون تصویر نامناسب روی پروفایلم گذاشته‌م!