خیالپرداز

نوشته‌های یه عالِمه

طعم داروی خودتان را بچشید!

هنوز صدای ترقه و انفجار بمب‌های دستساز میاد. برخلاف روزهای دیگه که صداهای کوچیک آزارم می‌دادن، الان از شنیدن این صداها خوشحال میشم! چون می‌دونم یه عده کسکش به دلیل احساس ناامنی توی خونه‌هاشون موندن و امروز اصلا بیرون نرفتن. Taste your own medicine, motherfuckers!

Give me back my channel

دلم برای چنلم تنگ شده :( امروز که بیرون بودم کلی فکر مختلف اومد توی ذهنم اما الان فراموش‌شون کردم. اگه نت بود سریع همه رو توی چنلم می‌نوشتم چون اونجا پست گذاشتن خیلی راحت‌تره. دلم حتی برا گردالیای چنل (ویدیو مسیج) تنگ شده. تلگرام عزیزم :( درسته که قالب داشتن توی وبلاگ واسم جذابه اما هیچیو با تو عوض نمی‌کنم :(

زیر آب فریاد می‌کشم

باورم نمیشه که یک سری ماthرجnده هر شب خیابون رو بند میارن! امروز رفته بودم بازار؛ فروشنده می‌گفت «ما هر سال دم عید تا ۱۱ باز بودیم. الان مجبوریم ۹ ببندیم!» مغازه‌ای که اصلا روزای عادی تا ۱۰ بازه، دو هفته‌ست که ساعت ۹ می‌بنده! چرا؟ چون یک سری آیکیو دو رقمی تاپاله خیال می‌کنن که هر شب باید بیان توی خیابون، ترافیک و آلودگی صوتی ایجاد کنن تا مشت محکمی بر دهان دشمن خیالی‌شون بزنن! کاش توی تک‌تک تجمعات‌تون یه موشک فرو بیاد ما از دست‌تون راحت شیم.

برگشتنی دیدم میدون رو بسته‌ن و به ماشین‌ها اجازه‌ی تردد به سمت میدون اصلی شهر رو نمیدن! باورم نمی‌شد! لیترالی مسیری که می‌رسه به بازار رو بسته‌ن، دم عید! درست زمانی که بازاری باید کاسبی کنه!! دم عید!!! جدی این حجم از وقاحت و خودخواهی باور نکردنیه!

یو نو وات؟! ایکاش واقعا جهان پس از مرگ وجود داشت تا اونجا کون‌تون می‌ذاشتیم! نمیشه که شما توی این دنیا تقاص پس ندید و قسر در برید!

اینجور وقتا با خودم میگم اصلا علم پزشکی گه خورد که واکسن و دارو رو اختراع کرد! به قول بیل بر «ما انسان‌ها تنها گونه‌ای هستیم که افراد ضعیف رو زنده نگه می‌داریم!» جدی باید می‌ذاشتیم که مادر نیچر کار خودش رو بکنه! اینا با این سطح آیکیو قطعا دووم نمی‌آوردن و همون سال‌های اول زندگی از چرخه حذف می‌شدن؛ چه برسه به اینکه فرصت زاد وولد پیدا کنن و عین سوسک تکثیر شن. حیف اون خدماتی که به این انگل‌ها ارائه میشه.