خیالپرداز

نوشته‌های یه عالِمه

استیکر برای استفاده‌ست!

آخرین باری که پک استیکر خریده بودم رو حتی یادم نمیاد! یادمه یه زمانی قیمت هر یه پک بود هزار تومن! امروز یه پک استیچ دیدم و با خودم گفتم که باید بخرمش! من عاشق استیچم. باهاش همزادپنداری می‌کنم! وقتی رسیدم خونه، مثل همیشه گارد گوشیم رو با الکل تمیز کردم و بعدش چهار تا از استیکرا رو چسبوندم بهش. یه دونه‌رم زدم روی گارد کیس ایرپادم. با خودم گفتم شاید زود شل بشن و بیوفتن، شایدم اصلا فردا نظرم عوض بشه و استیکرها رو جدا کنم. ولی زندگی کوتاه‌تر از اونیه که استیکرهات رو برای یه روز و یه جای خاص نگه داری!

نوجوون که بودم کاراکتر وینی د پو رو خیلی دوس داشتم. هرچی استیکر و کاغذ کادو ازش می‌دیدم رو می‌خریدم و کلکسیون جمع می‌کردم. حتی یه ساک هم دارم ازش. یادمه توی محله‌مون یه مغازه بود که یه استیکر افقی بزرگ از پو و دوستاش رو داشت. از این مدل استیکرای شفاف بود که چسب نداشت و می‌تونستی به پشتش آب بزنی و روی شیشه و کاشی بچسبونی. اون موقع مامان بابام برام نخریدنش. منم پولامو جمع کردم و یواشکی رفتم دو تا بسته ازش خریدم؛ دو تا مدل متفاوت. تا چند سال ازش استفاده نکردم. نهایتا چند تا دونه‌ی کوچیکش رو توی حموم چسبوندم. الان حتی نمی‌دونم اون استیکرا کجان! :') البته بقیه‌ی استیکرهام رو دارم؛ این یه دونه چون بزرگ بود احتمالا گذاشته بودمش زیر تخت. یه سری از وسایلم رو هیچوقت از خونه‌ی بابا منتقل نکردم به اینجا. امیدوارم داداش دور ننداخته باشتش و توی انباری باشه.

الان دیگه میلی به آکبند نگه داشتن وسایلم ندارم و برای استفاده ازشون دنبال یه موقعیت پرفکت نمی‌گردم. من گاهی واسه رفتن تا سوپرمارکت یا میوه‌فروشی حدود یک ساعت و نیم وقت می‌ذارم آرایش می‌کنم و با آرامش لباسایی که می‌خوام بپوشم رو انتخاب می‌کنم. گاهی رنگ‌های سایه‌ی چشمم رو با لباسام ست می‌کنم. خیلی وقته که دیگه خوشی رو محدود به یه شرایط خاص نمی‌کنم. بنابراین پک استیکرم رو برداشتم و یه دونه زدم روی دیوار اتاق، یه دونه روی لپ‌تاپ و دو تام روی یخچال. به نظرم نه تا دونه استیکر توی روز اول خرید رکورد خوبیه.

+ امروز پک استیکر رو خریدم نود هزار تومن! قیمتش نود برابر شده!! Let that sink in!