خیالپرداز

نوشته‌های یه عالِمه

بین ما دریایی خون فاصله هست

خیلی خوبه که مغازه‌ها روی شیشه‌شون عکس می‌چسبونن. اینجوری مرز بین ما و خودشون مشخص میشه و یادم می‌مونه تا دو فردای دیگه ازشون خرید نکنم. مثلا اون لوازم ورزشی فروشی توی محله‌مون که عکس فرمانده‌شون رو زده بود روی شیشه؛ هر بار که ازش کنارش رد میشم یه «کسّ ننه‌ت» میگم چون یادم نرفته کجای تاریخ واستاده بود.

و یادم نمیره اون مغازه‌های محله‌مون رو که از سال ۹۸ هر موقع منو بدون روسری دیدن، عادی رفتار کردن و هیچوقت حس نکردم که مشکلی توی من و حضورم وجود داره.