خیالپرداز

نوشته‌های یه عالِمه

خونه‌داری

جدی از یه سنی به بعد تمیز کردن خونه باعث خوشحالیت میشه! چند روز پیش مایع دستشویی جدیدی که خریده بودم رو برداشتم تا ظرفش رو پر کنم. یهو به خودم اومدم و دیدم خوشحالم که دارم به کارام می‌رسم و دونه دونه تسک‌هام تیک می‌خورن؛ قشنگ یه باری از روی شونه‌هام برداشته میشه!
امروز خونه رو جارو کشیدم و میلم به زندگی پنج درصد بیشتر شده. حالا فرش‌ها تمیز تمیزن؛ طوری که می‌تونم روش دراز بکشم و غلت بزنم، بدون اینکه نگران چسبیدن آشغال‌ها به لباسم و موهام باشم.
چند روز پیش گاز رو تمیز کردم و در حال حاضر اطرافش با احتیاط عبور می‌کنم که مبادا کثیف بشه! :)))
فردا نوبت جابه‌جا کردن وسایل پخش و پلا و گردگیریه.
واقعا تمیز نگه داشتن آشپزخونه یکی از سخت‌ترین کارهای دنیاست. یه لیوان آب هم که بخوری، آشپزخونه از حالت مرتبش خارج میشه. خونه هم که ماشالا نفس بکشی یهو آشغال جدید جلو پات ظاهر میشه.
شخصا توی یه خونه‌ی تمیز حالم بهتره و خوشحال‌ترم.

+ واقعا از فرش و موکت کردن خونه بدم میاد. قطعا توی خونه‌ی خودم فقط یه فرش زینتی پهن خواهم کرد.