دوستان عذر میخوام، ولی از فردا قراره چیکار کنیم؟! الان که اینترنت نیست چه جوری قراره پول دربیاریم؟! من دیگه واسه یه سطل کوچیک ماست هم دارم حساب کتاب میکنم. هر چیزی که از توی یخچال برمیدارم و میخورم بهم استرس میده چون ممکنه دیگه نتونم بخرمش! جدی پلنمون چیه دوستان؟!
خورشید داره غروب میکنه. ابرا دوباره به رنگ گلبهی در اومدن. بستهی عود Forest رو باز کردم و اولین استیکش رو برداشتم. از توی سایت توگوش مهستی پلی کردم؛ اصلا رفتم اشتراکش رو خریدم که فقط بتونم هایده و مهستی گوش بدم؛ پاک کردن آرشیو موزیک، فیلم و سریالم قطعا بزرگترین گهی بود که به عنوان یه ایرانی خوردم (البته همچنان اصرار به استریم کردن دارم!) تخت رو مرتب کردم. فندک رو برداشتم و عود رو روشن کردم؛ عطرش پیچید زیر دماغم. یاد تو افتادم. نمیدونم چرا یاد تو افتادم! شاید چون وقتی با هم بودیم این عود رو روشن میکردم؟ شاید توی خونهی تو این عود رو روشن کرده بودیم؟ حالا چرا بعد از این همه مدت یهو این عود منو یاد تو انداخته؟! سری پیش Forest گرفته بودم یا Rain Forest؟! یادم نمیاد. فقط میدونم که غروبه، گاهی وقتا باد پرده رو تکون میده و یه غمی توی دلم در جریانه. یادته؟ یه بارم برا تو تعریف کرده بودم که غروب رفتم سر پنجرهی اتاقم؛ دیدم که باد داره برگهای درخت همسایه رو تکون میده. دلم گرفت. برات تعریفش کردم و گفتی که حتما میای دنبالم (تا بریم بیرون.) کلا منتظر بهونه بودی که بیای دیدنم. منم که از خدا خواسته. گمونم داشتیم میرفتیم انزلی و نزدیکای خمام بودیم که ازم راجع به حسم پرسیدی. بهت گفتم یه جا خونده بودم آدمایی که افسردگی دارن حتی وزش یه باد میتونه غمگینشون کنه. ولی الان دارم فکر میکنم که شایدم ربطی به افسردگی نداره و ما آدمای حساس اینجوری هستیم.
هایده اگه میدونست که قراره یه روز از هوش مصنوعی استفاده کنید و با صداش چنین آهنگای سطح پایینی بسازید قطعا هیچوقت سمت خوانندگی نمیرفت. جدی باید گوشی و اینترنت رو از اینایی گرفت که با صدای هایده آهنگهای ai میسازن. توی قانون اساسی جدید باید این کار رو جرم انگاری کنیم. من دیگه واقعا نمت. این اواخر توی اسپاتیفای هم از دست آهنگاشون آرامش نداشتم؛ برا خودم هایده پلی میکردم و چند دقیقهای زندگی زیبا میشد که یهو آهنگ بعدی از این هوش مصنوعیا بود و یادم میآورد که اگه آخوندا نبودن، ما هم مثل سایر ملتهای آزاد هیچ محدودیتی برای خلق هنر نداشتیم و مردم به خاطر مرگ موسیقی مجبور نبودن که برای اندکی لذت به صدای خوانندهی چهل سال پیش چنگ بندازن.
امروز وقتی پست «کلهم خراب.» رو نوشتم، دو دقیقه بعدش یاد آهنگ تیلر سوییفت (Who's Afraid Of Little Old Me?) افتادم و به پستم اضافه کردمش. بعد دلم خواست که اجراش رو تماشا کنم. از دوربین ساختمون چک کردم و دیدم که ظاهرا کسی جز من توی آپارتمان نیست. کنسرت اراز تور (اجرای آخرش توی کانادا) رو پلی کردم؛ صدای موزیک رو تا آخر زیاد کردم و همراه آهنگ عربده کشیدم. پنجرهها و در بالکن باز بود. نور بهاری وسط خونه میتابید و باد خنک پردهها رو تکون میداد. من داشتم صبحونه آماده میکردم.
سه چهار دفعه برگشتم عقب و اجرا رو از اول پلی کردم. واقعا عصبانی بودم و خشم توی واژهها و پرفورمنس تیلر رو حس میکردم؛ به خصوص که دیشب رفتم توییتر و دیدم یکی از دوستام از قلب استرالیا توییت زده و ابراز نگرانی کرده که مردم دارن عکس بچههایی که ج.ا اسلحه دستشون داده رو بدون سانسور کردن چهرهشون منتشر میکنن! ته توییتشم هشتگ #انسان_باشیم زده بود!! جدی این خارج نشینها آب و هوای جهان اول که بهشون میخوره عقلشون رو از دست میدن! منم شلنگ رو گرفتم ریدم به سر تا پاش! کسخل اصلا میفهمی جنگ یعنی چی؟! میدونی دشمن یعنی چی؟! اون بچه خیلی راحت میتونه یه تیر بزنه وسط پیشونی من، اونوقت تو داری یه جور حرف میزنی که انگار یه وایت کودنی که نمیدونه آخوند و اسلام چیه و ایران رو آیرَن تلفظ میکنه!!! این چپ بازیا چیه از خودت درمیاری؟!
وای اصلا باورم نمیشد که ما ۳۳ روزه اینترنت نداریم و من واسه یه گیگ کانفیگ ۷۵۰هزار تومن پول دادم، اونوقت دوست من از وسط استرالیا دغدغهش اینه که چرا چهرهی تولههای عرزشی سانسور نمیشه! بعدم مثل یه دهه شصتی واقعی شروع کرد به پرت و پلا تفت دادن و پیش خودشم خیال میکرد که داره حرفای منطقی میزنه! دوست کسخل من! اون بچه اگه زنده بمونه، بزرگ که بشه میشه یه تاپالهی قاتل عین باباش! جای این حرفای جهان اولی وسط جنگ خاورمیانه نیست!! دشمن ما اسلحه دستشه و ما حتی کیر خر هم نداریم! بعد برگشته به من میگه «خیال کردی کشورهای دیگه امن هستن؟!» جدی ناراحت بودم که از پشت لپتاپ نمیتونم جفت پا برم توی صورتش! خیال میکنن ما چون مهاجرت نکردیم پس خریم و هیچ ذهنیتی از واقعیت دنیا نداریم!
خلاصه داشتم صبحونه آماده میکردم و مثل همیشه کوریوگرافی آهنگای تیلر رو همراهش تکرار میکردم. آخراش دیگه خیلی جنایی شده بود چون چاقویی که واسه خورد کردن کلمها برداشته بودم دستم بود و داشتم همراه آهنگ فورتنایت میخوندم: «زنت به گلها آب میده. دلم میخواد که بکشمش!» :)))
ولی جدی:
I wanna snarl and show you just how disturbed this has made me You wouldn't last an hour in the asylum where they raised me
یه دورم اجرای The Smallest Man Who Ever Lived رو تماشا کردم چون واقعا bridge این آهنگ توی تاریخ تکرار نشدنیه 😭 در پایان اونقدر داد زده بودم که صدام کمی گرفته بود! :)) و شما نمیدونید که صدای من چقدر بلنده! مربی آوازم بهم گفته بود «صدات زنگ داره.»
فعلا این خونه رو اجاره کردم تا اینترنت وصل شه و برگردم سر خونه زندگی خودم؛ تلگرام.
+ اگه جزو آدمایی هستی که مکالمهی آنلاینش رو با «سلام»، «سلام خوبی» و «وقت داری حرف بزنیم» خالی شروع میکنه، یه لطفی کن و اصلا بهم پیام نده. من علاقهای به گفتگوهای این مدلی ندارم.