خیالپرداز

نوشته‌های یه عالِمه

لینک‌های کاربردی در زمان قطعی اینترنت

اول از همه سایت
https://iran.ir
هست که می‌تونید از طریقش به همه‌ی این سایت‌های داخلی و نسخه‌های وب پیام رسان‌های داخلی دسترسی پیدا کنید. 

وضعیت آب و هوا:
https://irimo.ir

سایت واسه آپلود عکس و فایل:
(بعضی از این سایت‌ها فقط با وای‌فای باز میشن. پس حواس‌تون باشه اگه از عکساش توی بلاگ‌تون استفاده می‌کنید، فقط اونایی که وای‌فای دارن می‌تونن عکساتون رو ببینن.)
http://pastehub.ir
https://m.ulni.ir
https://uploadkon.ir
https://www.picofile.com
https://uupload.ir
http://linklick.ir
https://uploadboy.com
https://my.files.ir
https://nixfile.com
https://upha.ir
https://guardnet.ir

سرچ عکس و ویدیو:
https://taw-bio.ir

دانلود فیلم، سریال، انیمیشن و انیمه:
https://dls2.iran-gamecenter-host.com/DonyayeSerial (2,4,5,6,7)
https://nairobi.saymyname.website/Series
https://berlin.saymyname.website
https://rio.ggusers.com/Series
https://dl2.sermoviedown.pw (2,3,4,5,11,12)
https://www.myf2mi.top
https://f2me.top
https://cup.theazizi.ir
https://flzios.ir
https://oldtowns.top
https://gifpey.info
https://cup.theazizi.ir
https://dls2.iran-gamecenter-host.com/DonyayeSerial
https://nilfgaard.top
https://doostihaa.com
https://topfilme.ir
https://uptvs.com
https://kiamovie.ir
https://dlrozaneh.ir
https://vipofilm.com
https://filmr.ir
https://myfilm2m.ir
https://zardfilm.in

تماشای آنلاین فیلم و سریال:
https://pishtazmovie.ir
https://namava.ir
https://filmnet.ir
https://filimo.com
https://gapfilm.ir

تماشای آنلاین و دانلود فیلم، سریال، انیمیشن، انیمه، استندآپ کمدی، ریلتی شو و غیره با خریدن اشتراک:
https://avasaraf.top
https://empirebesttv125.cfd

زیرنویس فیلم و سریال:
https://subkade.ir
https://subzone.ir
https://3fa.ir

دانلود آهنگ:
https://radio.9craft.ir
https://melovaz.ir
https://behmelody.in
https://beeptunes.com
https://vmusic.ir
https://upmusics.com
https://avapedia.com

گوش دادن آنلاین به آهنگ‌های خارجی:
(اگه اشتراک بخرید می‌تونید دانلود هم کنید)
https://musilon.com

گوش دادن آنلاین و دانلود آهنگ ایرانی و خارجی با خرید اشتراک:
https://toogoosh.com

واسه اهل کتاب:
https://fidibo.com
https://taaghche.com
https://navaar.ir
https://libra-books.com
https://ebooksworld.ir

دانلود نرم افزار، اپلیکیشن و بازی:
https://bazion.ir
https://soft98.ir
https://yasdl.com
https://farsroid.com
https://vgdl.ir
https://par30games.net
https://gameq.ir
https://cafebazaar.ir
https://myket.ir
https://downloadha.com
https://download.ir
https://patoghu.com
https://gold-team.org
https://bosgame.ir
https://pirategames.ir
https://sarzamindownload.com
https://dlfox.com

جستجوگر:
https://zarebin.ir
https://gerdoo.me
https://shaadbin.ir
https://search.bertina.ir
https://2059.ir

هوش مصنوعی :
https://chat.boofai.com
https://hooshyar.golrang.ai
https://hooshang.ai
https://chat.smartbytes.ir
https://hooshang.ai
 https://gapgpt.app/chat
 https://roboo.ir
https://boofai.com
https://liara.ir

نقشه‌ی آنلاین و مسیریابی:
https://neshan.org
https://balad.ir

مبدل آنلاین اعداد انگلیسی به فارسی:
https://easysoft.ir/services/convertor

ترجمه‌ی متن و دیکشنری:
https://faraazin.ir
https://abadis.ir
https://fastdic.com
https://dic.b-amooz.com

هوش مصنوعی رایگان داخل تلگرام:
https://t.me/ChatGPT_General_Bott
https://t.me/GPTooliBot
https://t.me/TypespaceBot
https://t.me/JWGPT3_bot
 

بچه‌ها من بیشتر این لینک‌ها رو از چنل‌های https://t.me/vasl_bashim و (آدرس اون یکی رو یادم نیست) برداشتم. ادیتش رو خودم انجام دادم و یه سری لینک هم خودم به لیست اضافه کردم.
امیدوارم مورد پسندتون واقع بشه 💚

به تاریخ یازده فروردین

روشنایی نور آفتاب توی خونه می‌تابید. هوا کاملا بهاری بود؛ درست مثل هوایی که توی بچگی منتظر بودم تا مدیر مدرسه اعلام کنه که قراره ما رو ببرن اردو. دیگه یه اردو چی بود که این مادرجنده‌ها همونم توی بعضی سال‌ها ازمون دریغ کردن؟! رفتم سر پنجره‌ی اتاقم. آسمون آبی بود. ابرا سفید و تپل بودن. نسیم بهاری از روی پوستم رد می‌شد. به برگ‌های سبز درخت‌ها نگاه کردم که تازه جوونه زدن. زیر لب گفتم: «هوا هوای خودکشیه!»

وقتی آقای سین اومد خونه، براش حسی که داشتم رو تعریف کردم. ازم پرسید «چی جلوت رو گرفته؟» از توی هال داد زدم «دیدن نابودی آخوند!» مشغول قانع کردن خودم برای خوردن یه قاشق دیگه از غذا بودم که آقای سین اومد توی هال. گفتم «می‌خوام به مدت یک روزم که شده ایران بدون آخوند رو ببینم. ضمن اینکه نمی‌خوام توی ایران بمیرم!»

 

+ یعنی فقط وضعیت سلامت روان من و دوستام! :))))

آقای سین

برخلاف پیام دیگران، جواب پیام اون رو دادم. وقتی آیفون رو زد و تصویرش رو دیدم، ضربان قلبم رفت بالا. ریشش رو اصلاح کرده بود و یه ته‌ریش قشنگی روی صورتش داشت. بهم گفت لباسی که تنش هست رو تازه خریده. نظرم رو پرسید. گفتم قشنگه. یه سری از لباس‌هاش رو اومد توی رشت خرید. چرا به من نگفت و همراه اون دوستش رفت واسه خرید کردن؟!

هزار تا فکر مختلف از توی ذهنم می‌گذشت. هزار تا کار داشتم که باید انجام می‌دادم و هزار تا متن بود که باید تایپ می‌کردم. مغزم درست کار نمی‌کرد. بهم گفت که احتمالا فردا همراه دوستاش میره مازندران. حسودیم شد؛ «چرا با اونا میره و پیش من نمی‌مونه؟!» منم با این خلاهای عاطفیم به غرعان! حالا خوبه اصلا هیچ ربطی به هم نداریم و هیچ جای زندگی همدیگه نیستیم!

بهش نقاشی تعارف زدم. جوابش مثبت بود. رفتم واسش تخته، کاغذ و راپید آوردم تا همراه من نقاشی کنه. مدادرنگیای کوچولوم که بعضیاشون اندازه‌ی یه بند انگشت هستن نظرش رو جلب کردن. دلش خواست که از مدادرنگیای فسقلیم عکس بگیره. گمونم یه ساعتی مشغول عکاسی بودیم! هی مدادها رو می‌چیدیم و هی میوفتادن. چند باری دستم خورد و کل مدادها افتادن. آروم دستش رو گذاشت روی پام و گفت Don't be sad! گمونم بعد از اینکه چند بار موقع رد شدن از خیابون بازوش رو گرفتم و موقع حرف زدن و شوخی کردن تماس فیزیکی کوچیک داشتم باهاش، متوجه شده که من با تماس‌های بدنی این شکلی مشکلی ندارم.

حین عکاسی از مدادرنگیا رفتم چای ریختم برا جفت‌مون. همزمان به این فکر می‌کردم که می‌خواستم شب رو زود بخوابم اما راستش وقت گذروندن باهاش رو دوس دارم. حس خوبی بود که کنارش نشسته بودم.

واسش یه سری از وسایل تزیین که برا هالووین درست کرده بودم رو آوردم. یه روح کوچیک رو انتخاب کرد و گذاشت کنار مدادرنگیا. سلیقه‌ش با من فرق داره. اون روحه هرگز انتخاب من نمی‌بود. اما از نظر اون قیافه‌ش خنده‌داره. ساعت سه بعد از نصف شب ازم پرسید «به نظرت این کاری که ما داریم انجام می‌دیم غیرعادی نیست؟!» گفتم چیِ من و تو عادیه که این یکی عادی باشه عزیزم؟!

بهش گفتم حروف چ و ش رو جالب تلفظ می‌کنه. بهم گفت که تا به حال کسی بهش چنین چیزی نگفته بود. حروفی که تقریبا با نوک زبون بیان میشن رو یه جور قشنگی تلفظ می‌کنه.

روی زمین دراز کشید. موهای فرفریش با پوست دست راستم اصطکاک پیدا کردن. دلم می‌خواست دست کنم توی موهاش و صورتش رو نوازش کنم.

عینکش رو که برمی‌داره خیلی جذاب میشه. چشماش درشت‌تر از چیزیه که از پشت عدسی عینکش دیده میشه. ترکیب چشماش و لبخندش رو واقعا دوس دارم.

بهم گفت چند ساله که دستاش لرزش خفیف داره. گفتم اکس منم دستاش می‌لرزید. من اصولا با پسری که می‌دونم احتمالش هست توی رابطه برم راجع به جزییات اکسم و رابطه‌مون حرفی نمی‌زنم. می‌دونم که ما تایپ هم نیستیم و چیزهای مختلفی رو از رابطه می‌خوایم، حتی راه‌مونم دوره؛ بنابراین رابطه‌ای هم شکل نمی‌گیره. واسه همین راجع به اکسم حرف زدم باهاش.

اون شب که داشتم عکس اکسم رو به خانوم پ و آقای الف نشون می‌دادم، اونم عکسش رو دید. امشب گفت که از میزان شباهت‌شون به همدیگه برگاش ریخته بود و یه لحظه از خودش پرسید «ما کی کنار دریا با هم عکس گرفتیم؟!» بعدم با یه خنده‌ی ریز گفت «گویا از پسرای مو فرفری که عینک می‌زنن و بینی بزرگ دارن خوشت میاد!» حالا خبر نداره که قد اکسمم بلند بود! خندیدم و بهش گفتم «حتی مثل تو تئاتر کار می‌کرد!» چیزی که یادم رفت بهش بگم این بود که اونم به جزییات توجه می‌کرد، روحیه‌ی لطیفی داشت و رابطه‌ش با رنگا خوب بود.

صبح که بیدار بشم احتمالا رفته. منم ساعت ده و ربع باید با تراپیستم صحبت کنم تا متوجه بشم که چرا یهویی بعد از سه سال این آدم جذاب شده برام. والا آدمیزادم با این احساساتش و پیچیدگی‌های ذهنش! همین مدل احساسات عجیب غریبه که باعث میشه به صورت ناخودآگاه از رابطه دوری کنم. آسیب دیدن، شکستن قلبم و جدایی خیلی دردناک و ترسناکه برام.

گرفتار شدیم

شما میاید عید دیدنی؛ صدای جیغ و گریه‌های بچه‌هاتون رو ما باید تحمل کنیم 🦍

+ کامنت‌هاتون رو یکم دیگه جواب میدم. واقعا انرژیم پایینه .:T_T:.

هیترهای بهار

بازم خدا رو شکر که جنگه و اینترنت قطعه وگرنه باید چسناله‌های ملت رو در راستای «وای فروردین چرا تموم نمیشه؟! وای باورتون میشه تازه نصف تعطیلات گذشته؟!» تحمل می‌کردم. گویی توی ماه‌های بعدی براشون ریده‌ن.